تبليغاتX
پسر آریایی

|+| نوشته شده توسط يونس درا در Thu 4 Oct 2007 ساعت |

تنهایی

تنها ,

           غمگین ,

                              نشسته با ماه .

در خلوت ساکت شبانگاه .

اشکی به رخم دوید , ناگاه

روی تو شکفت در سرم

دیدم که هنوز عاشقم , آه !

http://david-johnson.co.uk/images/cover.jpg

|+| نوشته شده توسط يونس درا در Sat 29 Sep 2007 ساعت |

نمی دانم

* اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي .

 *لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ .

 *آغاز کسي باش که پايان تو باشد

http://www.persianstar.com/images/stories/moon/full_moon.jpg

|+| نوشته شده توسط يونس درا در Tue 25 Sep 2007 ساعت |

پسر آریایی
بياييد زیبا زندگي كنيم
برد وباخت

سلامی به بلندی  دل همه شما .

 برد وباخت

گقتم: که آیا تا به حال به خودت باخته ای؟

گفت: تو خودت چی؟ آیا تا به حال از خودت برده ای؟

گفتم :من اغلب حریف خودم نمی شوم زورم به خودم نمی رسدو می بازم.

گفتم:مدت هاست در حسرت یک پیروزی هستم. این هم شد زندگی؟

همه اش باختن و باختن و باختن.

گفت: مدال گرفتن پیشکش باختن به (نفس)شرمندگی دارد.

 گفتم: نمی دانم چرا برخی ورزشکاران خشن و سنگدل می شوند.

گفت: اگر ارزش کار بودند اینطور نمی شدند قهرمان کسی است که پهلوانی را

با عاطفه بیامیزد و چشمه اشک او نخشکد.

گفتم: قهرمان را می شناسم که در برابر اشک یتیمی براحتی ((میرزاکوچک))می شود.

گفت: او ((آقا بزرگ))است... گاهی باید برای بزرگ شدن کوچک شد و برای بالارفتن

پایین امد.

((  پوریای ولی )) را تواضع و خصلت های مردمی بزرگ کرد.

http://toucan.web.infoseek.co.jp/3DCG/gallery/still_life.jpg

|+| نوشته شده توسط يونس درا در Thu 18 Oct 2007 ساعت |

گاندی

«ابتدا تو را نادیده می گیرند، سپس مسخره ات می کنند و بعد با تو می جنگند. ولی در نهایت پیروزی از آن توست»
گاندی

http://del-aram.busythumbs.com/users/m/mobazargan/del-aram/images/pb146095.jpg

|+| نوشته شده توسط يونس درا در Sun 14 Oct 2007 ساعت |

زندگی
زندگی چیست؟
زندگی یک گُل سرخ
که من از بوته ی احساس خودم می چینم
لب یک پنجره ی آبی چوبی
به تماشای جریان سرخی اش می شینم
لب این پنجره تا این گُل هست
می توان تا قله های اوج رفت
می شود پرنده بود
از درٌه های غم گذشت
زندگی دیگر چیست؟
زندگی راز شکیبایی توست
وقت آزادی پروانه ی عشق
که تو از عمق وجود
در پیله ی دل پروردی
از برای آزادی اش
مهرش از دل افکندی
از عشق خود دل کندی
وباز زندگی
رودی خروشان
می رود از کنار تو
پا در این رود گذاری
تا همیشه در جریانی
ور نه از دور ببینی
از قافله جا می مانی...

http://www.lifetea.org/images/window%20and%20wind%202.jpg

|+| نوشته شده توسط يونس درا در Mon 8 Oct 2007 ساعت |

صدایی که ...

تبسّم زلال

     نگاه لطیف

     صدایی که هزاران برکه

     انتظار رسیدنش را

     پرسه می زنند

     باید ترشد

    باید خیس

    باید لطافت باران داشت

    ونگاهی عمیق به سبزه

    روئیدن در راه است .